|
حافظ خلوت نشین دوش به میخانه شد ........ از سر پیمان گذشت بر سر پیمانه شد |
سلام من اومدم آپ کنم خدا این دفعه رو به خیر کنه برق که هنوز نرفته اما آخرای کارتمه! باید زود ثبت کنم! ای شب از رویای تو رنگین شده اون یکی وبلاگم رو دیدین جدیدن؟ اینو چی؟ جنگیـــــــــــــــــــــــــــران ممنونم از اینکه اومدی گلم !
سینه از عطر تو هم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی كه شوید جسم خاك
هستی ام ز آلودگی ها کرده پاک
ای طپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
بیش از اینت گر كه در خود داشتم
هر كسی را تو نمی انگاشتم
+ درد دل کردم در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 8:42 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
سلام
ای خدا اینم آخه شانس بود به ما دادی
بازم بد آوردم
۲ساعت بشینی آپ کنی بعد یهو برق بره! فکر کن!![]()
اما من شکست نمی خورم
|
|
|
فاتح شدم
|
|
و در شهادت يك شمع راز منوري است كه آنرا آن آخرين و آن كشيده ترين شعله خوب ميداند.
چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود نگاه کن تمام هستیم خراب می شود شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام می کشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود نگاه کن من از ستاره سو ختم لبا لب از ستارگان تب شدم چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل ستاره چین برکه های شب شدم....
بيوگرافي فروغ فرخزاد " گريزانم از اين مردم که با من به ظاهر همدم و يکرنگ هستند در سال 1332 با شوهرش به اهواز مي رود. ديري نمي پايد که اختلافات زناشوئي باعث برگشت فروغ به تهران مي شود " وقتي اعتماد من از ريسمان سست عدالت آويزان بود مجموعه هاي از کارهاي فروغ فرخزاد " شايد حقيقت آن دو دست جوان بود منبع : www.foroogh.de | ||||
+ درد دل کردم در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 8:4 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |