|
حافظ خلوت نشین دوش به میخانه شد ........ از سر پیمان گذشت بر سر پیمانه شد |
http://ebaa.net/khaber/2007/03/15/khaber002.htm این کشیش مسیحی در روز اربعین تو کربلا شیعه شد






+ درد دل کردم در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 6:1 بعد از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
با تو و در کنار تم تنهاتر از هميشه
برو ديگه دروغات باور من نميشه
من خورشيد صداقت تو شمع بی فروغی
کاش از اول ميديدم ، دروغی تو دروغی
من با تو دلبسته شدم ،گريه آهسته شدم
برو که خوب شناختمت، از دروغات خسته شدم
تو عاشق خزونی، غروب پشت شيشه
دل بازم از ترانه ، دل تنگی تو هميشه
دنيای من قشنگی پروانه های رنگی
دنيای تو سياهی ، تو محکوم نيرنگي
می ایستم زير آفتاب ، پر ميشم از طلايي
تويي اسير ظلمت ، نگاه بکن کجايي
تو گوشه گير زندون ، من رقص زير باروون
من خنده بهارم ، تو غربت زمستون
+ درد دل کردم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 8:24 بعد از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

تو آسمون زندگیم ستاره بوده بی شمار![]()
اما شبای بی کسی یکی نمونده موندگار
+ درد دل کردم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 8:20 بعد از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
چه بیراهه رفتیم ای دوست زمان کجاست شاید ، شاید در این تباهی ها ، در این همیشه باقی ها چه بیراهه رفتیم ای دوست تا بهت عاشقانه ی خویش به امید رسیدن حق به حق دار و مرگ نامردی
از جمع راه ها که به وادی رسیده است
دارد زمانه می بردش در ساحت نظاره ی تاریخ هستی ام
مرزی که می رود به آوای بازها
داستانی ناگفتنی بوده است در خلوت تمامی بیراهه های من
و تا اولین ، تا اولین حکایت باقی
باقی
باقی
باقی![]()
+ درد دل کردم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 7:33 بعد از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
بوی عیدی … با اینا زمستونو سر میکنم شادی شکستن قلک پول با اینا زمستونو سر میکنم فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا با اینا زمستونو سر میکنم عشق یک ستاره ساختن با دولک با اینا زمستونو سر میکنم بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری با اینا زمستونو سر میکنم به يك جفت ماهي قرمز ناز،بدون تنگ(جهت سهولت در جابجايي) نيازمنديم!متقاضيان جهت هديه دادن لطفا با هماهنگي قبلي اقدام نمايند!به دليل محدوديت،اولويت با كسانيست كه زودتر هماهنگي(!) كنند! 
بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفرهء نو
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ
با اینا خستگیمو در میکنم
وحشت کم شدن سکهء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخوردهء لای کتاب
با اینا خستگی مو در میکنم
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور
برق کفش جفتشده تو گنجهها
با اینا خستگیمو در میکنم
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا خستگیمو در میکنم
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا خستگیمو در میکنم
+ درد دل کردم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 5:56 بعد از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
+ درد دل کردم در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 1:24 بعد از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 9:29 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 9:10 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
حرفی هم با شما عزیزان دارم:
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش، شاید دیگه هیچ کسو مثل ان دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تو را مثل ان دوست نداشته باشه. در کنارم نیستی آرام باور میکنم چشمهای خیسه خود را باز تر میکنم عاشقت بودم تو هم مست دو چشمایه ترم عاقبت از دوریت بر سینه خنجر میزنم نام من رفت از دلت، خود را گرفتی از دلم به خیالت من هوای یار دیگر می کنم خیلی سخته غرورت رو واسه یه نفر بشکنی بعد بفهمی دوستت نداره خیلی سخته دوسش داشته باشی اما نتونی باهاش بمونی خیلی سخته گریه کنی ولی بهونه نداشته باشی خیلی سخته صمیمی ترین دوستت بهت خیانت کنه خیلی سخته کسی که تمومه زندگیت رو به پاش ریختی با بی رحمی تو چشات نگاه کنه بگه دوستت ندارم خیلی سخته مجبور باشی سخترین چیزا رو تحمل کنی خیلی خیلی خیلی سخته نافرجام عاشق باشی یک شب نشد بهت بگم که من چقدر دوست دارم***** نشد که روز بهت بگم که من فقط تو را دارم روزا با تو بیدار میشم***** شبا با تو به خواب میرم***** دیشب نشد نفهمیدی که به تو دنیا ندارم***** تو همه دنیای منی***** امروزو فردای منی***** دیشب نشد بدونی که من بی تو فردا ندارم***** ..................................................................................... میگن چشمای عاشق یه دنیا شعرو قصست***** اما چرا عزیزم چشاش لبریزه غصست***** میگن گل شقایق نشونه داغه عشقه***** من از نگاه داغت شدم باغ شقایق***** میگن اشکای عاشق پیشه خدا عزیزه***** نمی دونم تا کی باید بریزه و بریزه و بریزه***** وقتی شبا تو آسمون رنگه چشاتو می بینم***** دلم می خواد بهت بگم جز تو رویا ندارم***** بین تمومه آدما تو عشق پاک این دلی***** تو آسمونه رویاهام جز تو ستاره ندارم***** میگن چشای عاشق خواب داره از این اسیرا***** بگو تا کی بگوووووو***** راستی می دونید چرا وقتی می خواهید گریه کنید چشمانتان را می بندید؟ یا وقتی می خواهید بخندید یا وقتی می خواهید کسی را ببوسید یا وفتی می خواهید تو رویا برید چشمانتان را می بندید؟ چون که قشنگترین چیزهای دنیا دیدنی نیست پس من هم چشمامو واسه ی همیشه می بندم تا برای همیشه تو را ببینم 

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()





+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:58 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
زندگی ماله تو، مرگ ماله من راحتی ماله تو، رنج ماله من شادی ماله تو، غم ماله من همه چیز ماله تو ولی تو ماله من 
+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:51 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:50 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
از کجا شروع کنم از چی بگم، چطور بگم هر چی فکر می کنم چیزی که لایقت
باشه به ذهنم نمی رسه دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی بیشتر فکر می کنم می فهمم چیزی تو این دنیا نیست که لایق تو باشه تو این همه کلمه من برای گفتن حرف دلم کلمه کم می آرم ولی اگه می خواهی بدونی چقدر دوست دارم برو زیر بارون و قطره های بارون و بگیر اونایی رو که می تونی بگیری تو منو دوست داری و اونایی رو که نمی تونی بگیری من تو را دوست دارم از آتش پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من سوزانتر است از گل پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من زیباتر است از شمع پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من عاشق تر است. از خودش پرسیدم تو کیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:48 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
همیشه کارم روحیه دادن به دیگران بود امید دادن همیشه کارم کمک به دیگران بود اون وقت همه کنارم بودن ولی الان تنهام وقتی نیاز داشتن کنارم بودن حالا که نیازی به من ندارن دیگه منو نمی شناسن خیلی سخته خیلی 
![]()
![]()

+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:47 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
می دونید فرق آموزگار با روزگار چیه؟
آموزگار اول درس می ده بعد امتحان میگیره
ولی روزگار اول امتحان میگیره بعد درس میده
اره تو این دنیا دیگه هیچ کس به حقیقت باور ندارند برعکس
به دروغ باور دارند![]()
روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم
و شنا کنیم، حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد.
آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتی به ساحل رسیدند
حقیقت لباسهایش را در آورد.
دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت.
از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است، اما دروغ
در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود.
چرا؟
چرا باید اینطوری باشد؟

+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:44 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:26 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:22 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:19 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
تو روزای عید مارو یادتون نره !

+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:16 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:13 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
تومنو کشتی زخجالت
دیگه حرف اشتی نباشه باتو قهرم تا بقیامت
باتو قهرم تا بقیامت
تو سفر کردی بسلامت
تومنو کشتی زخجالت
دیگه حرف اشتی نباشه باتو قهرم تا بقیامت
باتو قهرم تا بقیامت
تو غرور منو بشکستی
که یه نامه برام ننوشتی
بغریبه مگر دلبستی
تو بیا بسر بالینم
به یه بوسه بده تسکینم
که شکوفه غم برچینم
تو سفر کردی بسلامت
تومنو کشتی زخجالت
دیگه حرف اشتی نباشه باتو قهرم تا بقیامت
باتو قهرم تا بقیامت
تو سفر کردی بسلامت
تومنو کشتی زخجالت
دیگه حرف اشتی نباشه باتو قهرم تا بقیامت
باتو قهرم تا بقیامت
شده ام بت پرست تو
قسم بچشمون مست تو
بکنج میخونه روزو شب
شده ام جام دست تو
اخ شده ام جام دست تو
بتو چون سجده میکنم
شرر چو از سینه میکنم
زغصه میخوام که بعد از این
بت روی تو بشکنم
اخ بت روی تو بشکنم
روم از هرخونه بخونه
که بگیرم از تو نشونه
دل من یک کاسه خونه
که برای تو میزند
اخ که برای تو میزند
شب هجران بیتو تمومه
گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز برتو حرومه
که برای تو زنده ام
آخ که برای تو زنده ام
+ درد دل کردم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:8 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن اگه حرفم رو شنیدی جنگل رو نده به پاییز شاعر: یغما گلرویی
بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟
ما می خواستیم از درختا کاغذ و قلم بسازیم
بنویسیم تا بمونیم پشت سایه جون نبازیم
اینه ها اونجا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم
رو درخت با نوک خنجر « زنده باد درخت » نوشتیم
زنگ خوش صدای تفریح واسه مون زنگ خطر شد
همه چوبای جنگل ، دسته ی تیغ تبر شد
کسی معنی خطوط روی کنده رو نفهمید
از صدای اره برقی شونه ی درختا لرزید
فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن
بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟
کاری کن درخت باغچه تن نده به خنجر تیز
با جوانه ها یکی شو ! قد بکش ! نگو که سخته !
جنگل تازه به پا کن ! هر یه آدم یه درخته !
فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن
بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟
+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:47 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:27 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:25 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
مـاه غلام رخ زیـبای تــو..............سـرو کـمر بـسـتـه بالای تــو مـجـمع دلهـای پـراکنده چیست.......چـیـن سر زلف چلیپای تـو گر تـو زنـی تیغ هـلاکم بـه فـرق...فـرق من و خاک کف پای تو






+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:19 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:19 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
به عشق تو زنده ا م.....
عزیزم این قلب کوچکم تنها برای تو می تپد ! این چشمهای بی گناهم برای تو اشک می ریزند و این تن خسته ام به عشق تو زنده است....
به قلب کوچک و گویا شکسته ام عشق بورز که برای تو می تپد..... خون عاشقی را با محبت هایت در رگهای خشکم بریز و به من جانی تازه ببخش .....
مرا نوازش کن ٬ مرا آرام کن ٬ بیا و به من بگو که مرا دوست میداری ٬
اگر بارها گفته ای باز تکرار کن عزیزم....
مرا از دلتنگی هایم رها کن و همیشه در کنارم باش تا دیگر چشمهایم بهانه تو را نگیرند !
به عشق تو زنده ام ٬ به امید تو نفس می کشم ٬ اگر روزی بخواهی عشق و امیدم
را از من بگیری دیگر مجالی برای زندگی نخواهد بود!
عزیزم تو تنها آرزوی منی ٬ با من بمان ٬عاشقتر از همیشه نیز بمان تا من نیز به تنها آرزویم که رسیدن به تو می باشد برسم....
در دریای زندگی به عشق تو روبروی امواج خشمگین دریا ایستاده ام ٬ تو که نباشی
در این دریا غرق خواهم شد ٬پس بیا و قایق نجات من باش عزیزم ٬
و مرا در برابر امواج بی محبتی ها و تنهایی ها
نجات بده و تنها سر پناه برای من باش....دیگر نمیخواهم تویی که به سختی به دست آورده ام ٬ به آسانی و در یک لحظه مثل عشق های پوچ این زمانه از دست بدهم!
عزیزم از تمام دار و ندارم در این دنیا تنها یک قلب کوچک را دارم که در سینه ام به عشق تو
میتپد .... با آن باش ٬ همیشه و همیشه با عطر نفسهایت ٬ خون عاشقی ات کاری کن
قلبم که تنهای تنها برای تو هست به عشق و به امید تو تا ابد بتپد!
قلبم را نشکن که اگر اینبار شکست ٬ شیشه عمر من نیز شکسته خواهد شد....
عزیزم این قلب کوچکم تنهای تنها برای تو میتپد و من عاشق نیز تنها به عشق تو زنده ام.... امــیـــر عـزیـــزم ایــنـــم از حــرفـهــــای دل مــن هلا ، روز و شب فــاني چشم تو .............. دلم شـد چراغـــاني چشم تو
![]()
![]()




به مهمان شراب عطش مي دهد ............ .شگفت است مهماني چشم تو
بنا را بر اصـــل خمــــــاري نهاد ............... ز روز ازل بــــاني چشـــم تو
پر از مثنـــوي هاي رندانه است ............ ..شب شعـر عرفـــاني چشم تو
تويي قطــــب روحاني جـــان من .............. منم ســـالك فـــاني چشم تو
دلم نيمه شـب ها قـدم مي زند ............ ..در آفـــــاق بــاراني چشم تو
شفـــــا مي دهد آشكـارا به دل ............ .اشـــارات پنهــــاني چشم تو
هلا تــوشـــه راه دريـــــــا دلان ............ ....مفاهيــــم طوفــاني چشم تو
مرا جــــذب آييـــــن آيينه كرد ............ .....كرامـــــات نــوراني چشم تو
از اين پس مريـــــد نگــاه توام ............ ....به آيــــات قـــرآني چشم تو![]()
![]()

![]()


+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:17 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني من / عشق


+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:16 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:15 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
منتظر لحظه اي هستم که دستانت را بگيرم 

در چشمانت خيره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاري کنم 

منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم


سر رو شونه هايت بگذارم....از عشق تو.....


از داشتن تو...اشک شوق ريزم


منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم


بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم


وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم 


اري من تورا دوست دارم


وعاشقانه تو را مي ستايم


+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:14 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:12 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
![]()

دلم تنگ است براي دستاني که هرگز در آغوشم نگرفتند
دلم تنگ است براي سخناني که هرگز بيان نشدند 
دلم تنگ است براي زيباترينٍ افکار ، 
زيباترين صداها ، 
زيباترين چهرها 


دوستت دارم 

+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:11 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |

+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:10 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |
+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:6 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |



+ درد دل کردم در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:4 قبل از ظهر من مسئولیت اینارو برعهده دارم بهـــــــــــزاد behzad5215 |